کنترل تغییر چیست ؟

کنترل تغییر چیست ؟

کنترل تغییر چیست ؟

تغییر بدون کنترل تغییر دچار نوسانت و گسستگی خواهد شد.

اولین تغییری که هر انسانی با آن روبرو می شود تولد است،

هنگامی که ما پا به این دنیا می گذاریم اولین تغییر را با تولد و پا گذاشتن در این دنیا تجربه می کنیم.

کنترل تغییر

 

 

 

 

 

 

ما برای تغییر باید از هر ابزاری استفاده کنیم روی باور و ذهن باید کار کنیم تا پذیرای تغییر شوند.

مغز ما از دو بخش مغز منطقی و احساسی تشکیل شده است

مغز منطقی ما متفکر، خودآگاه، دارای اراده، تحلیل گر و آینده نگر است.

مغز منطفی ما می تواند کنترل تغییرات ما را بر عهده داشته باشد بشرطی که برنامه ای داشته باشد.

مغز احساسی ما غریزی، تنبل، بی حوصله به دنبال پاداش سریع و جوری هست که ما طولانی مدت کنترل تغییر کمی دشوار می شود.

ما برای انجام حرکت تغییر باید مغز منطقی و احساسی خودمان را باهم همسو و در یک مسیر قرار بدهیم.

مغز منطقی ما برنامه ریزی و طراحی می کند و مغز احساسی انرژی حرکت را فراهم می کند.

زمانیکه مغز منطقی ما قدرت تصمیم گیری نداشته باشد و مغز احساسی ما هم که تنبل و بی حال است ما در نتیجه گیری با مشکل مواجه خواهیم شد.

مغز منطفی ما باید ستاد فرماندهی مغز و کنترل تغییر را در دست بگیرد.

یک سری از کارها قبلاً انجام شده و مسیر عصبی آن شکل گرفته و در ضمیر ناخودآگاه ما می باشد.

با کمترین انرژی مغز از روی مسیر عصبی کارها را به صورت خودکار انجام می دهد و نیازی به تسلط و نظارت ندارد.

ولی یک سری دیگر از کارها و فعالیتها نیاز دارد که مغز منطقی ما بر مغز احساسی سوار باشد و بتواند مغز احساسی را کنترل کند.

زمانیکه مغز منطقی بتواند کنترل تغییر را در دست بگیرد به سمت تغییر می توانیم حرکت  کنیم.

مغز منطقی در واقع هدایت گر است و مغز احساسی ما را کنترل می کند.

کنترل تغییر

 

 

 

 

 

 

انرژی تحلیل رفتنی است

 وقتی حال مغز احساسی ما خوب نباشد انرژی بیشتری از ما می گیرد و نمی تواند مولد انرژی باشد.

مغز احساسی وقتی بدون انگیزه باشد می تواند برنامه تغییر را برهم بزند.

 ما باید برای تغییر مغز احساسی و مغز منطقی را مورد بررسی قرار دهیم. 

ضمن اینکه باید نقشه ای درست از مسیر داشته باشیم و مسیر را برای مغز شفاف و مشخص کنیم.

تغییرات بزرگ رخ دادنی هستند و ما باید در عمل آن را اثبات کنیم همیشه در مسیر تغییر ما پیچیدگی هایی خواهیم داشت. 

همیشه نقاط روشن وجود دارند و ما باید آنها را پیدا کنیم و ببینیم.

هر باری که نقاط روشنی را در پیچیدگی ها می بینیم باید خودمان را در مسیر روشنایی قرار دهیم.

برنامه ریزی ذهن

ذهن ما جوری برنامه ریزی و طراحی شده که همیشه تمایل به منفی و نکات منفی دارد.

ثبت خاطرات بد و حتی در یادآوری، اول نکات منفی و خاطرات بد را به یاد می آورد. 

مثل والدینی که هنگام دیدن کارنامه فرزندان خود ابتدا نمرات بد را می بینند و اصلاً نمرات خوب نظراتشان را جلب نمی کند.

در هنگام یادآوری خاطرات عملکرد ذهن همینطور است.

ابتدا خاطرات بد و ناراحت کننده در ذهن بالا می آیند.

پس ما باید هوشیار باشیم که برای تغییر چه موانعی سر راه ما قرار می گیرند.

ما باید حرکاتمان را مثل یک شطرنج باز ثبت کنیم و بدانیم جه کاری کرده ایم و باید چه کاری انجام دهیم.

باید از گزینه ها یی که باعث شکست می شوند دوری کنیم و همه جوانب مسیر را بسنجیم و گزینهای مختلف را بررسی کنیم.

باید  نیازهای مغز احساسی و خواستهای آن را در نظر داشته باشیم یادمان باشد که بالاخره به تفریح و سرگرمی و استراحت هم نیاز داریم.

ما باید یک سیستم خود ارزیابی از خودمان داشته باشیم و همیشه یک ارزیابی نسبت به خودمان انجام دهیم.

برای شروع اتتخاب اهدافی که بلند مدت است ، شاید خوب نباشد و برای مغز خسته کننده باشد.

ولی با شروع اهداف کوتاه مدت و هدفمند که در مسیر اهداف بلند مدت است می توانیم مغز را گول بزینم.

در واقع مغز به دنبال تفریح و بازی گوشی است،

وقتی نتایج را می بیند خوشحال می شود و به دنبال جایزه است برای انجام کارها و ما باید انگیزه حرکت مغز را بدست آوریم.

هر کسی خودش می داند مغزش چطور برای ادامه راه تحریک می شود.

 

 

[/fusion_text][/fusion_builder_column][/fusion_builder_row][/fusion_builder_container]

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *