چگونه بداهه گویی کنیم ؟

چگونه بداهه گویی کنیم ؟

چگونه بداهه گویی کنیم

بداهه گویی در سخنرانی و پاسخ دادن مخاطبین و یه سری جاها حاضر جوابی و جوابهایی بداهه دادن برای یه عده هنر ذاتی است، اما با یه سری تکنیک قابل یادگیری خواهد بود.

فرض کنیم ما سخنرانی و ساختار سخنرانی را بشناسیم و تمام تکیکهای سخنرانی را بدانیم.

ولی به هر دلیلی نتوانیم سخنرانی را آماده کنیم و مطلبی برای سخنرانی نداریم . 

مشکلی که برای ما پیش می آید یا هر چیزی که ما را در این شرایط قرار میدهد که مجبوریم بداهه سخنرانی کنیم، در این شرایط چه کاری می توانیم انجام دهیم ؟

نیاز داریم که بتوانیم بداهه گویی کنیم و تکنیک بداهه گویی در فن سخنوری را بلد باشیم.

در شرایطی گیر افتاده باشیم که باید ارئه ای داشته باشیم و بتوانیم سخنرانی بداهه ای انجام دهیم.

 

هنر بداهه گویی

تجربه دارم از یک دوره جامع سخنرانی که شرکت کردم و در تمام جلسات هرگز هیچ مطلبی از قبل آماده نداشتم.

از روز اولی که در کلاس شرکت کردم اصلاً سخنرانی برای ارائه نداشتم و سر کلاس فکر می کردم چی برم بگم.

در اولین جلسه و اولین سخنرانی جلوی ۲۰ نفر از بچهای دوره جامع وقتی شروع کردم به سخنرانی اصلاً محتوایی که می خواستم بگم از یادم رفت و استرس گرفتم و کلاس دور سرم می چرخید.

 

بداهه گویی

 

تکنیکهایی یادگرفتم و متوجه شدم که نیاز به تمرین زیاد و مرور مطالب و تصویر سازی ذهنی دارم.

در تمرینات خودم را هنگام سخنرانی جلوی جمع و تصور کنم صحنه سخنرانیم را تصویر سازی کنم و یک مسیر عصبی سخنران حرفه ای برای خودم تشکیل بدم.

اولین سخنرانی رو انجام دادم و جمع و جورش کردم ولی یه انتقاداتی داشتم که روی محتوا مسلط نبودم یا یادم رفته بود چی می خواستم بگم.

ولی بازم از خودم راضی بودم برای شروع خوب بود

متوجه ضعفهایم شدم و میدونستم و می خواستم از ترسم گذر کنم تا بتونم تو جمع صحبت کنم.

من نیاز به یکم تمرین و تصویر سازی ذهنی و مرور مطالبی که می خواستم راجبش سخنرانی انجام بدم داشتم.

با کمی تمرین توانستم سخنرانی بعدی در جلسه بعد رو خیلی بهتر ارائه بدم و نظرات رو بیشتر جلب کنم.

 

ارتباط و اعتماد بنفس

نکته جالب این بود که کمی با بچها راحتر شدم و یه ارتباط خیلی خوبی با هم برقرار کرده بودیم.

از چند نفر از بچهای کلاس پرسیدم که من چطور بودم سخنرانیم خیلی بد بود ؟

جوابها جالب بود، ایراداتی که خودم می دونستم داشتم و باید روی آنها کار کنم به اتفاق همه دوستان گفتند.

در کل نظرهایی که دادند، خوب بودم بخاطر اینکه داستان جالبی گفتم و خیلی فان اجرا کردم و بار اول عالی بود …

نکته خیلی مهم زمانیکه ما فکر میکنیم خیلی بد بودیم و دائم در ذهن خودمان کلی افکار منفی راجب خود داریم باید بدانیم این احساس ما نسبت به خودمان است ما هنوز چیزی راجب احساس دیگران نسبت به خودمان  چیزی نمیدانیم !

در حالیکه اینطور نیست و یه چیز جالب شاید ۹۰% از افکار ما فقط در ذهن ما اتفاق می افتد !

توهماتی بیش نیست و هرگز در واقعیت به رخ نداده است.

مثل سخنرانی من که از خودم یه توقع دیگه ای داشتم و همش درگیر بودم که خراب کردم و خیلی بد بودم و در حالیکه اینطور نبود.

 

افکار در ذهن ما

 

 

چالش ایجاد کردن

یکی از جلساتی که باز هم هیچ مطلبی نداشتم و جلسه اختصاصی اسلاید سازی داشتیم و باید همراه با سخنرانیم اسلاید سازی می کردم و روی اسلاید سخنرانی می کردیم.

هیچی آماده نداشتم و فقط می خواستم از موقعیت فرار کنم، یه برنامه ای سریع تو ذهنم ردیف کردم که به قول گفتنی اون کلاس رو بپیچونم و رفتم گفتم من کاری واسم پیش اومده و باید برم.

متوجه شد که با چه نیتی اومدم و بهش گفتم کاری پیش اومد و گفت باشی خیلی کوتاه قبل رفتنت بیا یه چیزی بگو بعد برو.

خلاصه گفتم چیکار کنم بیاد ابتدای دوره ای به نام هوش مالی افتادم که این دوره با چهار مدرس برگزار میشد و در اون روز فقط یک مدرس بود و باقی مدرسین حضور نداشتن و کلاس مختص به یک مدرس بود.

تا زمانیکه شروع نکنید و خودتان را به چالش نکشید چیزی مشخص نخواهد شد.

 

آمادگی کامل

در ابتدای کلاس مسئله پیش اومد و مدرس مجبور به ترک کلاس شد.

عملاً باید کلاس کنسل میشد، کاملاً اتفاقی یکی از مدرسین مجموعه که مدرس دوره هوش مالی هم نبود و چیز دیگری تدریس می کرد وارد آموزشگاه شد و متوجه جریان شدند.

 بجای مدرسی که کاری براشون پیش اومده بود و باید میرفتند و با یه گفتگویی که بین این دو عزیز انجام شد، مدرسی که تخصص هوش مالی هم نداشت به جای مدرس قبلی شروع به تدریس کرد.

متوجه یه چیزی شدم آن قدر خوب و قشنگ مطالبی رو به ما ارائه داند که اصلا انگار مدرس دوره ایشون هستند بسیار عالی بود.

هوش مالی

 

متوجه این شدم که بداهه گویی و بداهه صحبت کردن چقدر مهم است.

یک مدرس همیشه باید محتوا و موضوع داشته باشه و کلاً سخنرانی بداهه بلد باشد.

یه وقتی باید موضوعی که تحت شرایطی پیش می آید و فقط راجب همون موضوع باید صحبت بشه مدرس یا سخنران توان صحبت کردن راجب موضوع را داشته باشد.

در واقع برای یک مدرس و سخنران لازمه و خیلی مهمه که دایره اطلاعات خوبی داشته باشه و = سخنرانی بداهه انجام بده.

همیشه محتوا برای گفتن داشته باشه، راجب یک چیز همه چیز را بدانیم و راجب همه چیز یه چیزهایی را بدانیم.

باید همیشه اسلاید آماده یا مطلب برای سخنرانی داشته باشیم.

زمانیکه ما یه مطلبی رو حفظ کنیم به احتمال زیادی یه قسمتهایی یادمان می رود و دچار خطا می شویم.

اگر داستانی از خودمان بسازیم ممکنه است یادمان برود ولی زمانیکه یه چیزی رو درک کرده باشیم و از تجربه و درکی صحبت کنیم امکان نداره یادمون بره اما فراموش نشه که باید تمرین انجام بشه که به بتوانیم روان صحبت کنیم.

چیزی که ما از سر ادراک و تجربه صحبت می کنیم حتی محتوا اضافه خواهیم آورد.

 

تکنیک

برای اشخاصی که فکر می کنند باید خیلی آماده تر باشند و حرفه ای تر در کلاس شرکت کنند.

گاهی مواقع باید بداهه جواب شخصی را داد.

در این مواقع فقط تجربه به کمک ما خواهد آمد.

اما می توانیم از این تکنیک استفاده کنیم و در تصویر سازی ذهنی قشنگ فکر کنیم.

یک کاغذ و قلم برداریم و بنویسم مثلاً اگر این مطلب رو گفتم و کسی یه تیکه ای انداخت چی !

جوابهای احتمالی که  ممکنه نیاز داشته باشید محترمانه در جمع به شخصی جواب بدید که بی جواب نماند از قبل بهش فکر می کنیم و جوابها را می نویسیم.

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *