مسیر عصبی محیطی چیست ؟

بارسا

مسیر عصبی محیطی چیست ؟

چرا وقتی در محیط های جدید وارد می شویم راحت نیسیتم یا موئذب می شویم.

انجام و شروع فعالیت جدید شاید خیلی راحتر باشد چون مغز ما فایلی راجب آن ندارد ولی یه سری فعالیتها مداوم و در یک محیط خاص انجام می شود مثلاً ورزش کردن و باشگاه رفتن.

قطعاً برای همه ما پیش آمده که دوست داریم بدن خیلی خوب و حرفه ای داشته باشیم ولی نیاز به ورزش کردن و سختی کشیدن دارد.

تغذیه مناسب، خواب کافی همه این عوامل را باید رعایت کنیم تا به نتیجه دلخواه برسیم.

اگر این مسیر طی نشود ما به بدنی که مد نظر داریم نخواهیم رسید.

 

همراه و وابستگی

علاوه بره خواب، تغذیه، وقت گذاشتن، فشار تمرینات، برای رفتن به باشگاه معمولاً نیاز به یک همراه داریم و همین باعث وابستگی برای ما می شود که اگر هم پای ورزش کردن ما یک روز نتوانست بیاد ما هم نریم و معمولاً بیشتر افراد با علم به این موضوع بازهم دوست دارند یک همراه داشته باشند !

ولی اگر بتوانیم به تنهایی ورزش کردن و باشگاه رفتن عادت کنیم، وابسته نخواهیم بود و این وابستگی در جاهای دیگه زندگی هم دیده می شود مثل دو تا دوست که بدون هم دیگه جایی نمی روند و شخص وابستگی خاصی برای خود ایجاد کرده و تنهایی جایی نخواهد رفت !

 

محیط

قطع وابستگی

اگر ما روی خودمان کار کنیم که به تنهایی باشگاه برویم و ورزش کنیم، باید مسیر عصبی ورزش کردن به تنهایی را بسازیم و یا هر فعالیت جدیدی که قصد شروع کردن داریم نیاز به این دارد که مسیر عصبی آن را بسازیم.

مثلاً برای ساختن مسیر عصبی باشگاه رفتن، یک روز بریم و خودمان را در فضای باشگاه قرار دهیم و فقط داخل باشگاه باشیم حتی ثبت نام هم نکنیم، اینکار باعث می شود که ذهن ما با فضایی که قرار است در آنجا حضور داشته باشد آشنا شود و تصویر سازی ذهنی کند.

ذهن ما آمادگی پذیرش در فضای باشگاه بودن را بخود می گیرد، شاید همانجا با شخصی آشنا شدیم، دوستی پیدا کردیم.

اینکه در فضای باشگاه با شخصی آشنا بشیم خیلی متفاوت است با زمانیکه نیاز به دوستی داریم برای باشگاه رفتن !

 

عادت به محیط

حرکت

شروع اولیه برای ما سخت است و مغز موضوع را خیلی پیچیده جلوه میدهد اما برای شکستن این عادت باید از یه جا شروع کرد.

مثلاً قبل از رفتن واگویه داریم تنهایی نمیشه، اونجا نیاز به کمک دارم …

وقتی اقدام کنیم، ممکن است در آنجا با یک نفر در همان فضا آشنا شویم و کمک ما خواهد بود فقط کافیست ما درخواست کنیم از کسی و چه بسا اینکه ما همانجا دوستی پیدا کنیم و همان شخص انگیزه ادامه دادن و باشگاه رفتن و ورزش کردن ما شود.

اگر عملکرد مغز و اجزأ آن را بدانیم، مغز قدیم از محیط های جدید ترس دارد و وظیفه آن حفظ بقای ما خواهد بود.

 

ایستادگی

باید جلوی مقاومتهایی که سر راه ما قرار می گیرد ایستادگی کنیم.

همیشه در مقابل انجام کارها و فعالیت جدید و فضاهای جدید کافیست اقدام کنیم و در مقابل واگویهای ذهنمان مقاومت کنیم.

باید بخواهیم و انجامش دهیم اما تنها خواستن نیست، خیلی از وقتها خواستیم چیزهایی را تغییر دهیم اما نتوانستیم.

هر مرتبه که مقاومت میکنیم میزان ایستادگی ما بالاتر خواهد رفت.

 

شناخت ترسها

راجب ساخت مسیر عصبی محیط به خیلی مثالها می توانیم اشاره کنیم.

راجب استفاده از وسایل نقلیه عمومی و در تعامل با افراد جامعه، اشخاصی هستند که برای آنها ارتباط برقرار کردن یا در جامعه بودن سخت است.

برای نوجوانی که تازه وارد اجتماع می شود، خانواده سعی دارند کمی فرزندشان را از خودشان دور کنند تا به اصطلاح روی پای خودش بایستد و در جامعه باشد.

برای شروع شاید سخت باشید و ترسی داشته باشد اما تا شروع نکند و در اجتماع قرار نگیرید مشکل او حل نخواهد شد.

باید نسبت به مسائلی که ترس دارد آشنایی کامل پیدا کند و با آگاهی کامل روی ترس خود مسلط شود.

مثلاً یکی از ترسها ممکنه عدم آشنایی با مسیرها باشد، وقتی تسلط روی مناطق و مسیرها را داشته باشد یکی از ترسهای او کم خواهد شد.

رویارویی با ترسها و کسب آگاهی و کاهش ترسها یکی از راهکارهایی است که در ساختن مسیر عصبی محیط کارساز است.

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *