مدیریت زندگی چیست ؟

جوزه مدیریت

مدیریت زندگی چیست ؟

در این مقاله قصد داریم حوزه مدیریت زندگی را مورد بررسی قرار دهیم.

مغز ما به اعتیاد عادت دارد.

ما به مدیریت زندگی نیاز داریم تا تعادل در حوزهای زندگی ما برقرار باشد.

هر انسانی که خودش را بشناسد می تواند با شناخت از توانایی های خود به تعادل برسد.

توجه داشته باشیم که هر زندگی ممکنه از تعادل خارج شود و ما باید سکان مدیریت زندگی را در دست بگیریم.

تا چیزی را نتوانیم اندازه گیری کنیم نمی توانیم آن را عوض کنیم.

وقتی ما بتوانیم خودمان را بشناسیم و ارزیابی و اندازه گیری کنیم، می توانیم زندگی متعادلی داشته باشیم.

 

مدیریت زندگی

 

تمامی حوزهای زندگی ما مهم هستند، ما در زندگی حوزهای زیادی داریم  و رسیدگی به آنها تعادل ما را حفظ می کند.

حوزه های زندگی ما در شرایط و با توجه به الویتها تغییر می کند.

حوزها ی کاری، حوزهای شخصی، حوزه عاطفی، حوزه خانوادگی …

 

مدیریت زمان

وقتی ما مدیرت زمان نداشته باشیم ممکن است نتوانیم به همه حوزهای مختلف زندگی درست رسیدگی داشته باشیم.

 

مدیریت زمان

 

مدیریت زمان خیلی مورد توجه قرار دارد و  مدیران و کارمندان موفق کسانی هستند که مدیریت زمان را می دانند و مورد استفاده قرار می دهند.

اگر نتوانند از زمان بهینه استفاده کنند در مدیریت زندگی خود دچار مشکل خواهند شد. 

الویت بندی و تخمین مناسب راجب انجام کارها در کیفیت مدیریت زندگی خیلی به ما کمک می کند .

وقتی ما مدیریت زمان نداشته باشیم و از زمان غافل شویم در حوزهای مختلف زندگی ما چه اتفاقی می افتد ؟

باید جوری برنامه ریزی کنیم که هم به خانواده برسیم ، هم به کارهای شخصی رسیدگی کنیم.

در حوزه کاری چون مدیریت زمان نداریم و برنامه ریزی نداریم از انجام کارها باز می مانیم و باعث ایجاد بهم ریختگی در ما می شود.

در حوزه شخصی نمی توانیم به همه کارهایمان برسیم.

وقتی کارهای ما انجام نمی شود باعث ایجاد حال بدی برای ایجاد بشه.

مدیریت زندگی و رسیدگی به حوزهای زندگی برای ما خیلی اهمیت بالایی دارد چون مستقیم روی حال و احوالات ما و ادامه مسیر تاثیر گذار است.

ما برای اینکه بتوانیم به همه امور زندگی برسیم و احساس رضایت داشته باشیم و به دور از استرس و اضطراب باشیم باید چندین چیز را بلد باشیم.

مدیریت زمان، تخمین زدن درست، الویت بندی، اهداف، ارزشها و مهمترین مسئله مدیریت راهبری است.

11مدیریت-زمان

ما اول باید اهداف و ارزشهای زندگیمان را بدانیم و تفکیک کنیم و برای هر کدام الویت بندی کنیم.

 

مدیریت فقط برای سازمانها !

وقتی بتوانیم تخمین بزنیم یعنی قبل از اینکه وارد کاری بشویم و شروع کنیم ، تخمین بزنیم که چقدر زمان نیاز داریم می توانیم از زمان استفاده بهتری داشته باشیم.

تصویرسازی کنیم قبل از اینکه در فضای فعالیت قرار گرفته باشیم.

می توانیم در افکارمان تجسم کنیم و تصویرسازی کنیم.

مثلاً فعالیت را کی شروع کنیم و کی تمام کنیم و حدوداً چقدر زمان از ما می گیرد و  برای انجام دادن این فعالیت چه زمانی مناسب است.

با الویت بندی و زمانبندی می توانیم به تمام حوزها و حیطه های زندگی رسیدگی کنیم.

باید به این نکته توجه داشته باشیم علم مدیریت را یاد بگیریم و بلد بودن مدیریت فقط در حوزه سازمانی نیست که بدرد ما بخورد.

ما در تمام حیطه های زندگی می توانیم مدیر خودمان باشیم پس باید اصول مدیریت را بدانیم.

 

تئوری و راهکار

مدیریت اصولی دارد که متشکل از تئوری و راهکار است.

مدیریت

هر تئوری یک جایی جواب می دهد نمی توانیم تمام تئوری ها را باهم مخلوط کنیم.

هر راهکاری جایی جواب می دهد نمیشه تئوری و همه راهکارها را یک جایی را در جای دیگه ای به کار برد.

مدیریت راهبرانه یعنی :

مدیر هدایت می کند و راهبری می کند و توانمندهایی کارمندان و ارزشهای آنها را می داند و اهداف سازمان را در راستای اهداف آنها پیش می برد.

مدیریت راهبرانه این نیست که فقط در یک سازمان به کار برود !

بلکه در زندگی شخصی ما هم به کار می رود و مورد استفاده قرار می گیرد، خانواده و فرزندان خودمان را می توانیم مدیریت و راهبری کنیم.

 

پنج نیاز اولیه

مدیر راهبر باید پنج نیاز اولیه را بداند.

کارمند یا همسر، فرزند یا هر کسی که در پیرامون ما می باشد.

ما می توانیم با پنج نیاز اولیه ای که از آنها می شناسیم بهترین رابطه را با آنها برقرار کنیم.

پنج نیاز اصلی هر انسان : نیاز به بقا ، نیاز به قدرت ، نیاز به عشق ، نیاز به تفریح ، نیاز به آزادی می باشد.

مدیر راهبر باید از طریق گفتگو نیازهای اولیه کارمندان را بشناسد و کارمندان خود را بتواند در جایگاه درستی چیدمان کند.

نحوه بکار گیری از توانمندی کارمندان در حیطه های مختلف از سازمان را اجرا کند.

حتی در خانواده یا یک رابطه با توجه به نیازها و ارزشهای آنها و شناخت نیازهای اولیه افراد می توان بهترین رابطه و بازدهی را گرفت.

 

مدیر راهبر

 

از بدو تولد تمام این نیازها با ما هستند، برای یکی زیاده و برای یکی کم است.

چطوری می توانیم مدل انسانی موفق داشته باشیم ؟

ما هر چقدر در حال تلاش می کنیم  در آینده موفق خواهیم بود.

در زمان حال تلاش می کنیم و نیازهایمان را مورد توجه قرار نمی دهیم !

اگر هیچ لذتی از زندگی نبریم و هیچ برنامه ای نداشته باشیم نه حال را داریم نه آینده !

عده ای دیگر الان به هدفی که دارند می رسند و هیچ برنامه ای ندارند و آینده را منفی رقم می زنند.

عداه ای هم حالا از زندگی لذت می برند و هم در آینده خیلی خوب هستند و به تمام حوزه های زندگی رسیدگی می کنند.

هدف از زندگی این است که از زندگی لذت ببریم و موفق باشیم.

پس باید مراقب باشیم که حال لذت ببریم و حواس ما به آینده هم می باشد.

برای همه عناصر زندگی وقت بگذاریم و افراط و تفریط نکنیم.

موفقیت چرخه زندگی ما را کامل می کند و به تنهایی شادمانی نمی آورد.

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *