لیست کار چیست ؟

لیست کار چیست ؟

 لیست کار چیست ؟

در این مقاله می پردازیم به اجرای لیست کار و انجام دادن کارهایی که در لیست کار می نویسیم.

بشخصه همیشه در همه جای زندگیم آدم بی برنامه و بی هدف بودم.

روزهایی جو گیر میشدم و به خودم میگفتم دیگه از امروز !

از این به بعد اینکارو می کنم و دیگه انجام میدم یا میرم دیگه، یا میام دیگه، یا جمله معروف انشالله از شنبه دیگه …

 

از شنبه

این از شنبه کلاً داستانی داره که میشه یه کتاب راجبش نوشت.

از شنبهای من همیشه این بود، از شنبه میرم سر کار ، از شنبه میرم باشگاه ، از شنبه دیگه …

همیشه وقتی جو گیر میشدم راجب اینکه به خودم بیام و بسته دیگه، سنی از من گذشته یا زشته جلوی فامیل و دوستام یا اصلاً یه وقتایی حال خودم بد میشد و میدیدم هیچ تغییری نکردم و همیشه همه چی سر جاش مونده و مثل همیشه و حالمم بد میشد.

یه چیزی شنیده بودم و میگفتم خب باید برنامه بنویسم !

مشکل من همینه دیگه من بی برنامه هستم و اینجوری نمیشه باید برنامه ریزی داشته باشم !

مثلاً می خواستم برنامه ریزی کنم و بلد نبودم چیکار کنم از کجا باید شروع کنم.

همیشه یه برنامه می نوشتم و هرگز برنامه اجرایی نمیشد و حال من بدتر میشد ، اشتباه من کجا بود ؟

 

برنامه ریزی

 

برای شما هم شاید پیش آمده باشه که وقتی یه قولی به خودتون میدید یا یه کاری رو میگید انجام میدم ولی انجام نمی دید باعث حال بدی برای خودتون میشه.

من هر باری که به وعده ای پیش خودم می دادم و عمل نمی کردم یه جوری میشدم.

مثلاً وقتی برنامه رو انجام نمی دادم خودم رو می کوبیدم  و تو افکارم زمزمه ای  می کردم که ای بابا تو درست بشو نیستی.

قرار بود درست بشی سری پیش میشدی دیگه، همیشه فقط حرف میزنی و عمل نمیکنی …

 

برنامه احساسی

یک دفه یه روزی جو گیر میشدم و چون ادراکم این بود که باید برنامه داشته باشم.

بی برنامه نمیشه دیگه پس من نیاز به یک برنامه دارم، و یه برنامه می نوشتم با زمانبندی و حجم زیاد کار و دقیقاً اشتباه من همینجا بود.

بعدها متوجه شدم ولی خیلی طول کشید تا فهمیدم، من یه برنامه می نوشتم بلند و بالا از شنبه شروع می کردم.

این اولین خطای من بود همیشه واسه اینکه فرار کنم و برای خودم مهلت بخرم شروع رو از شنبه برای خودم در نظر می گرفتم.

مثلًا اگر امروز چهارشنبه بود، از امروز یا از فراداش که پنجشنبه بود شروع نمی کردم !

یه برنامه از شنبه می نوشتم و هر کاری که تا حالا موفق نشده بودم انجام بدم رو می نوشتم که انجام بدم !

برای شنبه و حتی روزهای دیگه یه برنامه سنگین می نوشتم و همیشه از خودم توقع انجام دادن داشتم.

هیچوقت این اتفاق نمی افتاد که برنامه ای بنویسم و اجرا کنم چون برنامه سنگین بود و چشمام با دیدن برنامه و مغزم از انجام برنامه دچار ترس میشد و برنامه را انجام نمی دادم !

 

زمانبدنی

در برنامه ریزی که داشتم تاریخ و ساعت گذاشته بودم و اشتباه دیگری بود.

کارهایی که تا به الان انجام نداده بودم و اصلاً هیچوقت برنامه ای نداشتم، حالا اومده بودم با برنامه ریزی انجام بدم !

همراه با تاریخ و ساعت که در فلان ساعت شروع و تا این ساعت تمام.

شروع و پایان برای تمام کارها گذاشته بودم.

همین اشتباه رو انجام می دادم و همیشه از خودم نارحت بودم.

از اینکه سر قول قرار با خودم نموندم یا این همه وقت گذاشتم و برنامه ریزی کردم حتی یکی رو هم انجام ندادم.

از برنامه ریزیم اعصابم خورد میشد و کلاً برگه ای که روی آن برنامه نوشته بودم با حرص و حال بد پاره می کردم.

میگفتم اصلاً من برنامه ریزی نباید داشته باشم و بی فایدست،  هر کسی یه مدلیه دیگه منم بی برنامه هستم.

این اشتباهات من سالها انجام شد و هیچوقت از خودم راضی نبودم تا اینکه یه دری به روی من باز شد و با مجموعه آموزشهایی آشنا شدم و خیلی تاثیرات زیادی روی زندگی من گذاشت.

حتماً توصیه می کنم کتاب از شنبه آقای بهرام پور رو مطالعه کنید.

 

کتاب از شنبه

 

با خواندن کتاب از شنبه تازه متوجه شدم که مشکل من کجاست و من آگاهانه یه جاهایی خودم را گول میزدم و خیلی جاها ناآگاهانه بود.

 

مسئولیت پذیری

اولین چیزی که متوجه شدم این بود که مسئولیت تمام کارهایم رو خودم گردن بگیرم.

اگر من برنامه ریزی میکنم و هیچوقت اجرا نمیکنم قطعاً یه جایی از کار خودم مشکل داره.

کم کاری یا اهمال کاری از سمت من اتفاق افتاده و باید اینو بپذیرم.

برای شخصی که برنامه نداره نباید برنامه ریزی کرد با زمانبندی تعیین کرد.

من نباید برنامه می نوشتم و باید لیست کار می نوشتم و نه لیست کار از کارهایی که انجام دادنش سخته نباشه.

برای کارهایی که تا حالا انجام نشده باید یه سری اقدامات خاصی در نظر گرفت.

 

عادت مغز

برای مغز سخته تغییر کردن و چون تا به الان مشکلی نداشته و همینجوری کنار اومده نیازی به تغییر نمیبینه.

تمایلی به تغییرات هم نداره و ما در چنین وضعیتی بیایم برنامه ریزی کنیم و مشخصه دیگه انجام نمیشه.

مغز مقاومت میکنه و هر بهانه ای میاره که از زیر این مسئولیت شونه خالی کنه برای همین ما باید آرام آرام برای مغز تغییر را ایجاد کنیم و زمانیکه مغز پذیرفت و عادت کرد دیگه جز برنامه های مغز شد میشه تغییرات بعدی را اعمال کرد.

ما می توانیم به جای برنامه ریزی دقیق و با ساعت و زمان فقط و فقط یه لیست کار بنویسیم.

از کارهایی که در روز می خواهیم انجام دهیم مثلاً امشب یه لیست کار از کارهای فردا تهیه کنیم البته باید توجه داشته باشیم که لیست کار سنگینی نباشه و بازهم کارهایی ننویسیم که تا به حال انجام نداده باشیم !

 

لیست کار

 

باید یه سری کارهایی که دوست داریم و مغز ما راحت می تواند انجام دهد در لیست کار بنویسیم.

مثلاً چند کار کوچک و لذت بخش کنار یه کار بزرگ، یا یه کار یکم سخت.

در واقع ما با مغز بازی می کنیم و آرام آرام به سمت خواسته هایمان حرکت میکنیم.

بعد از مدتی دیگه مغز هر کاری که انجام میده تکراری میشه و راحتر انجام میده.

انرژی کمتری بابت انجام کارها صرف میکنه و آماده میشه برای برنامه هایی جدید.

از همین حالا شروع کنید و لیست کار فردا را بنویسید از پنج کار شروع کنید.

مهم نیست چه کاری فقط بنویسید و انجامش بدید حتی کارهای روزمره و همیشگی زندگی چون قراره به نوشتن و انجام دادن فعلاً عادت کنیم.

 

 

 

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *