فرآیند تغییر چیست ؟

فرآیند تغییر چیست ؟

فرآیند تغییر چیست

ببین،حس کن،تغییر کن! فرآیند تغییر را شکل می دهد.
تفکر هوشیارانه به شما تلنگری می زند.
وقتی ما مشاهده می کنیم و نظاره گر درون خودمان هسیتم ، می توانیم خودمان را ببینیم افکار و اعمال خودمان را زیر نظر بگیریم.

حتی تا زیر نظر گرفتن دیگران پیش برویم و مشاهده کنیم اگر جایی مشکلی را تشخیص دادیم جهت بر طرف کردن آن اقدام کنیم یا اینکه بتوانیم الگو برداری کنیم و از شکستها درس بگیریم و تجربه کسب کنیم.
ما باید مشکلاتمان را ببینیم و تیز حس باشیم و با استفاده از تجربه خومان یا استفاده از تجربه دیگران نهایت استفاده را ببریم،

می توانیم یک سیستم خود ارزیابی داشته باشیم و با سیستم خود ارزیابی نظارتی به درونمان داشته باشیم و در واقع خودمان را زیر ذربین قرار بدهیم.

نکته :

باید توجه داشته باشیم که یک شخص بی طرف باشیم و بدون قضاوت،این سیستم خود ارزیابی را بکار ببریم.

 

در فرآیند تغییر

باید مکتوب کنیم و ثبت کنیم هر کاری که انجام می دهیم و به دقت بررسی کنیم و حتی می توانیم نظر سنجی داشته باشیم و نظرات اطرافیانمان را بدانیم و از آنها بازخورد بگیریم و نواقص کارمان را بر طرف کنیم.

فرآیند تغییر
متاسفانه ما ممکن است از خودمان یک سیستم خود ارزیابی دقیقی نداشته باشیم.

بخاطر قضاوت هایی که ممکن است پیش رو داشته باشیم ما باید مراقب توهمات مثبتمان باشیم و اجازه ندهیم با توهمات مثبت از مسیر باز بمانیم و ارزیابی درستی را نداشته باشیم مثلا ما فکر می کنیم خوب پیش رفتیم و در فرآیند تغییر هستیم !
یا اینکه ما درگیر کامل گرایی بشیم و از سطح کیفی خودمان راضی نباشیم و این در حالی است که ما خوب پیش رفته ایم!

 

بحران عامل تغییر

اغلب مردم تا در شرایط بحرانی قرار نگیرند نمی توانند تغییر کنند و در فرآیند تغییر قرار بگیرند و استرس و اضطراب کل وجودشان را فرا می گیرد.
ما اول باید بتونیم ببینیم و بعد با تمام وجود حس کنیم و در مسیر فرآیند تغییر قرار بگیریم.
احساسات مثبت و منفی درون ما همیشه وجود دارد مثلاً پاکت سیگار ، وقتی عکس روی پاکت سیگار که عکسی از ریه روی آن است و سعی دارد پیامی به ما بدهد و نتیجه سیگار کشیدن چیه!

با دیدن عکس،روی پاکت سیگار چه حسی به ما دست می دهد ؟

فرآیند تغییر
در واقع این حس منفی انگیزه ای در وجود ما می خواهد ایجاد کند که از کشیدن سیگار منصرف شویم، پس همیشه احساسات منفی بد هم نیستند و یه وقتایی نتیجه ای که در بر دارد مثبت است و احساسات منفی همیشه هم بد نیست یه وقتایی در ما ایجاد انگیزه می کند.
سیستم خود ارزیابی و دیدن درون خودمان و یا ارزیابی از دیگران جهت بررسی انگیزه ها و محرکهای فرآیند تغییر حرکت خیلی مهم می باشد.
اگر بتوانیم ارزیابی دقیق و بدون قضاوتی داشته باشیم خیلی به ما کمک خواهد کرد بابت اصلاحات و برداشت در فرآیند تغییر.
اما احساسات مثبت ما انگیزه ادامه مسیر و فرآیند تغییر را به وجود می آورد.

وقتی ما متوجه می شویم که خوب پیش رفتیم و نتایج خوبی را می بینیم ما را امیدوار می کند و یک حس مثبت و خوبی در ما ایجاد می شود.

فرآیند تغییر
در فرایند تغییر ما می بینیم و حس می کنیم و تغییر می کنیم

 

ما طبق برنامه ریزی که انجام دادیم حالا باید ببنیم چقدر از برنامه را توانسته ایم انجام دهیم.

از این طریق می توانیم ارزیابی دقیق تری نسبت به سطح کیفی خودمان داشته باشیم زمانیکه ما طبق فرآیند تغییر که برنامه ریزی کرده ایم پیش برویم احتمال وجود بحران درمقاطعی را هست و برای مقابله با بحران چاره اندیشی می کنیم.
فرآیند تغییر خیلی دشواراست زیرا تغییر عادتهایی که در گذشته موفق بوده و مغز نیازی به تغییر آن نمی بیند و مقاومت می کند.
ما باید با مدیریت بحران یکم آشنا باشیم در شرایط حساس زمانیکه شرایط بر وفق ما نیست آرامشمان را حفظ کنیم و با تصمیم و انتخاب درست اقدامات لازم را انجام دهیم.

مدیریت بحران
وقتی ما با تمام وجود دیدیم و حس کردیم و چون ما می خواهیم و علاقمندیم به دنبال راهکار می گردیم.

وقتی مقداری تاثیر و تغییر دیده شود انگیزه ما برای ادامه مسیر بیشتر می شود و همینطور آگاه بودن از نتایج کار انگیزه ای برای ادامه مسیر می شود.

حس پیشرفت اهمیت دارد زیرا ما را از گمراهی و افکار نا امید کننده رها می کند و به ما انگیزه می بخشد.

ما می توانیم تغییرات کوچک را موفقیتی بزرگ بشماریم و با گرفتن یک جشن انرژی و انگیزه زیادی بگیریم و به این نکته هم دقت داشته باشیم که از شروع یک کار به پایان آن فکر نکنیم و در هر مقطع هر کاری که انجام می دهیم فقط به همان مقطع فکر کنیم.

مثلاً یه کار خیلی ساده وقتی یه کتابی می خوانیم تعداد صفحات را مد نظر قرار ندهیم و هر بار چک نکنیم که کجاییم و صفحه چند هستیم.

 

ایجاد اطمینان و اعتماد برای مغز

 

ما باید به مغز این اطمینان را بدهیم که در شرایط سختی قرار ندارد و انگیزه ایجاد کنیم و شروع کنیم و حتی برای مغز جایزه تعیین کنیم که اگر این کار انجام شود به عنوان جایزه مثلا بیرون می رویم یا به سینما می رویم یا تلویریون می بینیم.
ما وقتی کاری را شروع می کنیم ۲۰ دقیقه طول می کشد که ما با کار درگیر شویم و روی کار و نحوه انجام کار یا فعالیت مورد نظر تمرکز کنیم.
وقتی شروع کنیم و در انجام فعالیت قرار بگیریم و یک قسمتهایی از کا ر انجام بشود دیگر انگیزه و روحیه برای انجام کار را داریم یا در واقع مسیر عصبی را شکل دادیم.
وقتی مسیر عصبی و عادت برای ما شکل بگیرد مغز به راحتی می تواند فعالیت را انجام دهد.

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *