شناخت خود و تغییر دنیا چطور اتفاق می افتد ؟

شناخت خود و تغییر دنیا

شناخت خود و تغییر دنیا

مشکل عمده و اصلی ما عدم شناخت نسبت به خودمان است، ما باید نسبت به خودمان شناخت پیدا کنیم.

شناخت ما نسبت همه چیز، شناخت نسبت به این دنیا، ما از کجا آمده ایم ؟ چرا آمده ایم ؟ قراره چیکار کنیم یا وظیفه ما چیست ؟ رسالت ما چیست ؟

این مهمترین بحث شناختی است که همه انسانها و کل دنیا با آن درگیر هستند.

علم و منابعی که داریم از مباحث روانشناسی، شناختی به ما کمک میکند.

اما نکته اینجاست که حتی کتب دینی و عقیده های مذهبی و حتی کتاب آسمانی قرآن با اینکه کامل هستند و رهرو راه بشریت است، ما نتوانستیم درست استفاده کنیم.

شناخت ما از بشریت کافی نیست.

 

 

کمی جلوتر با بررسی جنبهای مختلف شناختی متوجه خواهیم شد و خواهیم دید ما در کل شناختی درستی از خودمان و پیرامونمان نداریم.

اگر ما شناخت درستی از خودمان نداشته باشیم بیشترین ضرر را متحمل خواهیم شد.

در مکاتب عرفا و در قرآن هم آمده است که خودت رو بشناس تا خدای خودت را بشناسی، بحث خود شناسی خیلی مهم است.

اگر خودمان رو نشناسیم کلاً سردرگم هستیم و تکلیفمان به خودمان مشخص نیست و رسالت خود را نمی دانیم.

انسان جهان شد و جهان انسانی           از این زیبنده تر نبود کلامی

انسان فراتر از گوشت و پوست و استخوان است و ابعاد بسیار گسترده ای دارد.

اگر خودمان را بشناسیم و قابلیتهایمان را بشناسیم چه کارهایی که هست که انسان قادر به انجام است.

 

ابر انسان

انسان یک نرم افزار است که بخشهای مختلف وجودی دارد و با شناسایی و شناخت مجموع نرم افزارهای انسان میشه هر برنامه ای را به انسان داد و انسان را برنامه ریزی کرد.

ما یک سری استعدادها و توانایی هایی داریم که از آن بی خبریم.

همواره به انسان خیلی سطحی دیده شده، درسته شاید از لحاظ فیزیکی ما آسیب پذیر باشیم حتی چه بسا شاید در آینده نرم افزارهایی شناسایی بشه که قابلیتهایی از انسان شناسایی بشه و دنیای متفاوتی ایجاد شود.

بنظرم چیزی فراتر از ذهن ما وجود دارد که ما اشرف مخلوقات شده ایم و هدف از آفرینش ما رسالتی بزرگی برای ما دارد.

 

خالق

 

 

شناخت، فهم، درک

انسان همیشه با سه مرحله سر و کار دارد شناخت، فهم و در درک است.

زمانیکه درک برای ما بوجود می آید یک ارتباط عمیقی از درون و بیرون ما برقرار می شود و انگیزه ای به ما داده می شود.

مثلاً کسی که قصد داره تغییر کنه ولی توان ایجاد تغییر را ندارد.

مثلاً ترک کردن سیگار، در واقع کسی که قصد ترک کردن سیگار را دارد شناخت کافی داره و میدونه سیگار چه مضراتی دارد.

ولی بازم سیگار میکشه چون هنوز به درک نرسیده و تا زمانیکه که به درک نرسه ترک سیگار اتفاق نخواهد افتاد !

همه چیز برای ما به همین صورت است و باید شرایط را بشناسیم و بفهمیم و به درک برسیم و زمانیکه به درک برسیم، چیزی که درک کرده باشیم هیچ کسی نمی تواند آن را از ما بگیرد یا تغییرش دهد.

 

ابعاد وجودی

ما باید  ابعاد وجودی انسان راشناسایی کنیم و کامل راجبش بدانیم و زمانیکه سطح شناخت و فهم ما بالا رفت دیگه نسبت به خودمان و توانایی هایمان مسلط میشیم و کامل درکش می کنیم.

یه سری استعدادها و توانایی داریم که اگر شکوفا شود یا شکوفاش کنیم به صندقچه اسرار وجودی خودمان دست پیدا خواهیم کرد.

چه کسی قراره این مسائل را برای ما بازگو کند ؟

در واقع این خود ما هستیم، هیچکس به اندازه خود ما به توانایی ها و خصوصیات ما آشنایی ندارد.

تا زمانیکه خودمان حرکت نکنیم و نخواهیم هیچ کسی نمی تواند به ما کمک کند.

ضمن اینکه باید آموزش ببینیم و مراحلی را باید طی کنیم، در مواقعی ما یا خودمان را گم می کنیم یا نسبت به خودمان کم بینی داریم.

تا چند وقت پیش شناخت کافی روی خودم نداشتم، یکی از دوستانم گفت اگر بخواهم تو را توصیف کنم میگم یه آدمی هستی که همیشه دنبال تغییره و بر عکس همه رفتار میکنه و خلاف جریان آب شنا می­کنه و باور کنید تا اون لحظه خودم نمیدونستم در این حجم توصیفی که از من شد چنین پتانسیلی دارم !

 

یادآوری

با یادآوری کارهایی که انجام داده بودم و برای خودم دیده نمیشد یا کار بزرگی به نظرم نبود !

چیزی که واقعا خودم نمی دونستم وقتی دوستم می گفت فکر می کردم داره از من تعریف میکنه و چی داره میگه کاش اینجوری بودم و چندوقت بعد فهمیدم درست می گفت البته جرقه فکر کردن به این موضع را دوستم زد و باعث شد برم و بهش فکر کنم.

یه زمانی ما نیاز به آموزش داریم، ولی در بیشتر مواقع ما نیاز به یادآوری کردن داریم و خودمان را زیر ذربین قرار دهیم.

تا زمانیکه احساس نیاز نکنیم از جامون تکان نخواهیم خورد.

هر­کسی که تغییری دارد و پیشرفت می کند اما با گذشت زمان ما فراموش می کنیم چه روندی را طی کرده ایم.

 

نیاز به تغییر

 

تغییر دیدگاه

معمولاً یکی از بزرگترین تغییرات و پیشرفتها با ورود به دانشگاه اتفاق می افتد.

دانشگاه دیدگاه آدمها را تغییر می دهد و شناخت جدیدی نسبت به محیط و دنیا می دهد.

ما با شناخت کامل از خودمان می توانیم به بهترین خودمان تبدیل بشویم، وقتی نسبت به پتانسیلی که درونمان وجود دارد پی ببریم به بهبود فردی برسیم رشد می کنیم و ارتقا خواهیم داشت.

 در این زمان است که حال ما خوب می شود و به تعادل میرسیم، وقتی ما حالمان خوب نباشد هیچوقت خودمان نیستیم و هیچوقت هم نمی توانیم با محیط اطرافمان و آدمهایی که در کنار ما هستند ارتباط خوب و موثری بر قرار کنیم.

منتظر معجزه بیرون از خودتان نباشید معجزه درون شماست و معجزه خود شما هستید.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *