رها کردن چیست ؟

رها کردن چیست ؟

رها کردن چیست ؟

در این مقاله به بررسی ادامه دادن یا زمان رها کردن کار خواهیم پرداخت.

در یک زمانهایی هست که ما برای انجام دادن کاری و شروع کردنش نیاز به وقت بیشتری داریم ولی کار فعلی ما دست و پای ما را بسته است.

تا زمانیکه مشغول این کار هستیم یا احتمالاً کلاً نمی توانیم روی کار دیگه ای تمرکز کنیم و حواسمان را جمع کار کنیم.

یا همزمان با کار فعلی، فعالیت جدیدی را شروع می کنیم اما در کار جدید کیفیت لازم را نداریم.

در هر دو صورت باید شهامت تصمیم گیری و تصمیم درست گرفتن را داشته باشیم و به موقع این کار را انجام دهیم.

باید خیلی دقت داشته باشیم به این مسئله مهم که چه زمانی وقت رها کردن کار فعلی یا شروع کردن کار جدید است.

 

معمولی یا استثنا

اگر در کارمان قراره معمولی باشیم و معمولی باقی بمانیم باید رها کننده باشیم، معمولی بودن یا متوسط بودن برای بازنده هاست.

یا در کارمان می خواهیم معمولی باقی بمانیم یا استثنا بشوی ، اگر می خواهیم معمولی باشیم که خب شرایط موجود را حفظ می کنیم ولی اگر می خواهیم استثنا باشیم و به موفقیت برسیم شاید لازم باشد که رها کننده باشیم و کار را رها کنیم.

 

باید دقت کنیم که در چه زمانی و تحت چه شرایطی ما از رها کردن صحبت می کنیم شاید با چند مثالی که در آینده میزنم این مطلب برای ما بهتر جا بیفتد که منظور از رها  کردن و شرایط رها کردن چیست.

فرض کنید در صف پمپ بنزین قرار داریم و این صف خیلی کند پیش می رود، شلوغم هست، خب ما مسیر خود را بعد از چند دقیقه عوض می کنیم و تصمیم می گیریم به صف دیگری برویم، در صف جدید وقتی مدتی می ایستیم یا در همان اوایل سریع بدنبال جایگاه خالی دیگر با صف روانی هستیم !

باز هم یه صف دیگه می بینیم و سریع می خواهیم جابجا بشیم و چه نتیجه ای بدست می آید ؟

یه وقتی ما باید حرکت کنیم و رها کنیم مثلاً داریم می بینیم این صف شلوغه و جایگاه بغلی ما خالی است و ما مشکلی برای کسی ایجاد نمی کنیم و به راحتی می توانیم جابجا شویم و حق کسی هم ضایع نخواهد شد خب باید این صف را رها کنیم و سریع برای جابجای اقدام کنیم و خودمان را از وضعیت فعلی رها کنیم.

 

پمپ بنزین

یه زمانیم هست که میایم زرنگ بازی در بیاریم و با جابجایی از صف فعلی رها بشیم اما با جابجایی و رفتن به جایگاه دیگر حتی زمان بیشتری در پمپ بنزین معطل می شویم !

به این نتیجه می رسیم که اصلاٌ جایگاهی که داشتیم را رها نمی کردیم و سر جای خودمان می ماندیم.

 

تعویض شاخه

باید حواسمان باشد که از این شاخه به شاخه دیگری که می پریم بیشتر باعث اتلاف وقت ما نباشد، شاید یه زمانی درست باشد و پریدن از دو یا سه شاخه پشت سر هم برای ما اتفاق افتد و به نفع ما تمام شود.

هر تصمیمی مشکلات خودش را دارد و این ما هستیم که مسئولیت کارهایمان را به عهده می گیریم.

هیچکس جز خودمان باعث شکست یا موفقیت نمی شود، وقتی به موانعی از مشکلات بر خورد می کنیم با یه شیبی از سختی ها روبرو می شویم.

دو حالت برای ما ایجاد می شود یا ما از اول اشتباه کردیم که وارد این جریان شدیم و باید رها کنیم یا با چشمی باز آمدیم و پذیرفتیم در هر صورت وقتی با مشکلات مواجه می شویم زمانی نیست که با فرار کنیم و باید تلاشمان را بیشتر کنیم.

 

متاسفانه شاید بعضی از افراد یا سازمانها ، کارخانه ها ، تولیدی ها و فروشندها زمانی به مشکلات می خورند کار را رها کنند اما وقت رها کردن نیست و باید با تمام تلاش شیب مشکلات را پشت سر بگذاریم.

زمان رها کردن کار نیست، درست در وضعیتی قرار می گیریم که بیشتر از هر زمان دیگری وقت آن است که بازهم تلاش کنیم و دست از تلاش کردن برنداریم و با تمام توان و با سرعت بیشتر رو به جلو بریم چون موفقیت نزدیک است.

دوندگان را در نظر داشته باشید، دونده ای که تا آخرین لحظه تمام تلاش خود را می کند و از شروع از همه جلوتر بوده و با سرعت و تلاش خاصی با یه ریتمی داره ادامه میده و در نهایت از خط پایان به عنوان اولین نفر عبور می کند و پیروز می شود.

یا دونده ای که در آخرین لحظات یا آخرین گامها موفق می شود رقبای خود را از سر راه بردارد و نفر اول شود چون هیچگاه نا امید نشده و تا آخرین لحظه تلاش کرده و نفر اول یا نفرات اول به علت خستگی زیاد از آخرین تلاشها دست می کشند.

درست زمانیکه باید تلاش خود را بیشتر کنند و با سرعت بیشتر حرکت کنند در جای نامناسب رها می کنند و این رها کردن کار برای آنها شکست را به ارمغان می آورد.

در این مبارزه و تلاش کردن باید هدفمان را به یاد بیاوریم و اهداف خود را یک بار دیگر مرور کنیم و جایگاه خودمان و رقبا را بررسی کینم و سعی کنیم تمام توان خود را به کار بگیریم.

حوزه مدیریت

شیب

رها کردن در شیب مشکلات تصمیمی کوتاه مدت و اشتباه است، درست زمانیکه داریم به پیروزی نزدیک می شویم و با کمی تلاش دیگه مشکلات را پشت سر خواهیم گذاشت یه دفعه جا بزنیم و رها کنیم اشتباه است چون ما به جای اینکه به منافع کوتاه مدت فکر کنیم باید دیدی بلند مدت داشته باشیم و یک شبه قرار نیست به موفقیت برسیم.

برنامه ریزی ما باید روی اهداف بلند مدت باشد اما یه نکته را باید در نظر داشته باشیم که واقع گرا باشیم و جوری سرمایه گذاری نکنیم که واقع بینانه نباشد.

هدفی را انتخاب کنیم که هیچ نوری در انتهای افکارمان وجود نداشته باشد و بعد از کلی انرژی و زمان متوجه بشیم که کلاً از اول اهداف ما واقع بینانه نبوده.

دقت کنیم که اگر در مسیر ما پرتگاهی وجود دارد که ما از این مانع به هیچ عنوان نمی توانیم عبور کنیم باید کار را رها کنیم ماندن در کاری که ما را به سمت پرتگاه میبرد بزرگترین خطا می باشد.

زمانیکه ما به بن بست می خوریم، باید کارمان را رها کنیم و نباید در آن موقعیت بمانیم، خیلی از وقتها با عوض کردن استراتژی می توانیم به مسیر ادامه دهیم و کافیست تا تاکتیک هایمان را تغییر دهیم پس همیشه رها کردن تنها راه نیست یه جاهایی تغییر تاکتیک هم به ما کمک می کند.

 

شیبدار

دو هندوانه

وقتی پروژه یا کاری را شروع می کنیم اگر در همان زمان یک پروژه دیگری و کار دیگری داریم باید کارمان را رها کنیم تا بتوانیم برای کار جدیدمان وقت کافی بزاریم و به نتیجه برسیم.

در زمانیکه قصد تغییر شغلی داریم و قصد رها کردن کارمان را داریم، منظور از رها کردن کار این نیست که همین الان کاری که دارید را رها کنید، اگر شرایطی را دارید که به مشکل برخورد نمی کنید حتماً برای موفقیت کسب و کار و حرفه جدیدتان، کارتان را رها کنید ولی اگر شرایط شما مطلوب نیست قطعاً این کار را انجام ندهید و فعلاً شرایط موجود را حفظ کنید.

زمانیکه کسب و کاری داریم باید دنبال کار جدیدی باشیم درست در زمانیکه اصلاً نیازی به کار دیگه ای ندارید  !

خودمان را بسنجیم، به چالش بکشیم.

بدترین تصمیم کنار آمدن است، اگر تصمیم اشتباهی گرفته باشیم و حالا که انجام داده ایم خب کاری نمیشه کرد و باید تا آخرش برم، نمیتونم الان رهاش کنم و کلی ضرر می کنم مثلاً زمانیکه یه شراکتی را شروع کردم و هیچ سررشته ای نداشتم در آن زمینه و چون پول خرج کرده بودم سعی داشتم یه جوری حفظش کنم تا اینکه به یه جایی رسیدم که تصمیمم را گرفتم و پذیرفتم که از اول اشتباه کرده ام و خب حالا باید مسئولیتش را بپذیرم و با رها کردن کار راحت شوم !

 

اهداف

اگر فقط هدف کوتاه مدتی داریم و میگیم حالا کارمان را رها کنیم تا ببینیم چی میشه، حالا خدا بزرگه این میشه یه فکر کوتاه مدتی که هیچ پشتوانه ای ندارد و اشتباه است ما باید هدف بلند مدتی داشته باشیم و برنامه ای مشخص پیش روی ما باشد.

گاهی وقتها ما بخاطر غرور حاظر نیستیم کارمان را رها کنیم و ترجیح می دهیم غرورمان را حفظ کنیم مثلاً در جریان شراکت یا سرمایه گذاری میدونستم دیگه اشتباهه حالا اگر پافشاری می کردم چی میشد !

ما باید بررسی کنیم که علل های رها کردن کار و تحلیلی دقیق نسبت به اینکه منافع ما در رها کردن است یا ایستادگی کردن.

من بخاطر ترسم قصد رها کردن کار را دارم ؟

صرفاً زمانیکه از سختی کار و حجم بالای کار می ترسیم رها کردن کار اشتباه است و نباید تسلیم شویم چون بعداً پشیمان خواهیم شد کار عاقلانه این است که صبر کنیم تا از وحشت و ترسمان کاسته شود تا بتوانیم تصمیم درستی بگیریم.

 

خستگی

معمولاً پیش می آید که در شرایطی گرفتار می شویم که حالا رها کردن کار برایمان سخت است و زجر آور می باشد، و رها نکردن کار را انتخاب می کنیم درحالیکه هیچ پیشرفتی در کارمان نداریم ولی حاضر به رها کردن آن نیستیم و حالا در نظر داشته باشید که داریم وقت خودمان را تلف می کنیم، اگر این زمان را سر یه کار دیگری بگذاریم به چه نتیجه ای میرسیم ؟

آن نقطه ای که ما قصد رسیدن داشتیم آیا رسیدیم ؟ یا نزدیکش شدیم ؟ یا در مسیر آن هستیم ؟

همیشه قبل از شروع کاری خوب فکر کنیم و حد سود و زیان خود را در نظر بگیریم، مشخص کنیم اگر در این زمان به این شرایط نرسیدم از این استراتژی استفاده میکنم و یا اگر تا فلان زمان به این نقطه نرسیدم، دست از این کار می کشم و کار را رها خواهم کرد.

 

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *