اولین تغییر چیست ؟

اولین تغییر چیست ؟

تغییر کار انسانهای بزرگ است، تغییر کردن هزینه دارد و مقطعی و کوتاه مدت نیست.

همیشه تغییر ­کردن و تغییر ­دادن بسیار­کار پیچیده و سختی است.

مغز ما یک عمر به­ یک سری چیزها عادت کرده و به­ قدری مغز آن فعالیتها را انجام داده که راحت می تواند از ­پس آن برآید.

چون مغز از مدل فعالیتهای گذشته جواب گرفته است بنابراین نیازی به تغییر نمی بیند وترجیح می­دهد ثبات را حفظ کند.

ولی من به عنوان مدرس مدیریت تغییر به شما خواهم آموخت که چگونه در مسیر تغییر قرار بگیرید.

 

تولد

اولین تغییر همه ما با به دنیا آمدنمان بوجود آمده است.

 

اولین تغییر

 

ما از کودکی تغییرات زیادی را تجربه می­کنیم، با آوای مختلفی آشنا می شویم، تصویر دنیایی در بیرون خود را می بینیم، همه چیز در شاهدی ما و دنیای پاک دیده می شود و ثبت و ضبط می شود.

ابتدا با دید تاری همه چیز را برای اولین بار می بینیم و یواش یواش دنیا و اطراف برایمان باز و باز تر می شود.

اولین کارهایی که غریزی انجام می دهیم خندیدن، گریه کردن و دست و پا زدن، است.

خیلی زود به حرکت در میایم می­توانیم حرکت ­کنیم، ابتدا غلط زدن را شروع میکنیم، سینه خیز و آرام آرام حرکت میکنیم، بعد توان نشستن، بعد از مدتی می­توانیم چهاردست و پا راه­ بریم، می­توانیم با کلمه بابا یا مامان به حرف بیایم، می­توانیم بعد از­ هزار ­بار زمین خوردن و­ کمک گرفتن از در ­­و ­دیوار، والدین راه بریم، می­توانیم صحبت­ کنیم، غذا خوردن را یاد بگیریم، و تمام آموزشهای لازم را ببینیم.

 

یادگیری

 

خارج از خانواده

یواش یواش زندگی ما رنگ عوض می کند و آماده وارد شدن به دنیای جدیدی می شویم.

با کسب تجربیاتی که بدست آوردیم وارد مرحله جدیدی از زندگی می شویم، اولین تجربه خارج شدن از محیط خانه !

تا قبل از این مرحله شاید پیش آمده باشد که در کنار پدر بزرگ و مادر بزرگ یا عمه، عمو، خاله، دایی چند ساعتی یا نیم روزی به دور از پدر و مادر باشیم اما این مرحله یا برهه ای از زندگی آغازی می شود.

آغاز خوشی ها و سختی های پر فراز و نشیبیست که در ابتدا برای ما خیلی شیرین است و خبر از آینده نداریم !

خیلی شاد و خوشحال برای خودمان میریم و میایم، اولین تجربه دور ماندن از خانواده و تکرار این جریان در هر روز به مدت ۸ ساعت می باشد، رفتن به مدرسه ­برویم.

اولین شخص غریبه ای که هر روز به اندازه پدر و مادر یا کمی کمتر با ما در ارتباط است و مسئولیت ما را در طول روز به عهده دارد معلم است.

با جمعی از هم سن و سالهای خودمان در ارتباط هستیم و خیلی دوست پیدا می کنیم و تنهایی یک مسافتی را هر روز برای رفتن به مدرسه تجربه میکنیم.

نظم پیدا کردن و مرتب شدن و یه جورایی آموزش روی پای خودمان ایسادن و پذیرش مسئولیتهایی از قبیل درسها و مهارتهایی از زندگی را می آموزیم.

حالا اینکه واقعا در این مقطع حساس از زندگی مان را بدرستی آموزش می بینیم و مسئولین دلسوزی داریم و سیستم آموزشی درستی داریم یا نه جای بحث دارد !

 

سیستم آموزشی

 

ارتباط اجتماعی

اولین روابط اجتماعی را تجربه می کنیم ،تجربه انتخاب دوست و برقراری دوستی، انتخاب کردن را در جنبهای مختلفی تجربه می­کنیم.

اولین چیزهای زندگی را یاد می گیریم، اولین های زندگی را تجربه می کنیم، معمولاً اولین دروغ سر مشق ننوشتن را تجربه می کنیم و متاسفانه اولین تقلب کردن را یاد می گیریم !

 همینطور رشد می­کنیم دوران مدرسه که در مقطع خودش برای ما ملال آور است، در تمام این دوران چیزهای جدیدی را یاد می گیریم و تجربه می کنیم.

برای پسرها یک مقطع بسیار حساس در زندگی وجود دارد که سربازی است و نظم واقعی و سرسخت شدن، محکم شدن را در آنجا تجربه می کنند.

مسئولیت همه چی پای خودته و باید خودت کارهای خودت رو انجام بدی و به صبح زود بلند شدن عادت کنی یا تجربه تحصیلی متفاوتی نسبت به سالهای قبل تجربه دانشگاه رفتن و دانشجو شدن.

مخصوصا تحصیل در شهرستان و بدور از محیط خانواده که بنظرم از سربازی سختر است.

کار کردن و بفکر کسب و کار و آینده بودن، یه مسیر درستی رو انتخاب کنیم.

پدر یا مادر شدن را تجربه می کنیم و متوجه حس والدین خودمان و درک کردن آنها را تجربه می کنیم.

در ­تمامی این موارد با دنیایی از تغییرات روبرو می­شویم و تجربه کسب می­کنیم، ما دائماً در حال تغییر کردن هستیم و از زمانیکه پا به این دنیا می گذاریم و متولد می شویم تغییرات زیادی را تجربه می کنیم.

ما با تغییر ناآشنا نیستیم و با تغییر رشد کردیم و بزرگ شدیم.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *